تبلیغات
بهادر شبگرد - دروغ بزرگ(2)
بهادر شبگرد

درد دلهای شبانه

دروغ بزرگ(2)

پنجشنبه 24 شهریور 1390

در ادامه مطلب دروغ بزرگ رسیدیم به آنجا که فواحش را به دو دسته روحی و جسمی تقسیم کردیم و گفتیم که این فواحش روحی هستند که بنیانهای یک جامعه را به مخاطره میاندازند. تن فروشان جسمی که ازسر نیاز عمدتا دست به چنین کاری میزنند هیچگونه حس و عاطفه ای در این عمل وجود ندارد صرفا برطرف کردن نیاز جنسی طرف مقابل مدنظراست و کسب درآمد یا منافعی برای خود عنصرمهم این موضوع میباشد شخص تن فروش شرایط خودرا مشخص میکند و تازمان معینی که خود بخواهد به این کار ادامه میدهد کسی را گول نمیزند و تمام سعی خودرا علیرغم میل باطنی بکار میگیرد تا بتواند بخوبی انجام وظیفه کند ودرعین حال خودرا زودتر ازاین کار طاقت فرسا که دیگر روحی برایش باقی نگذاشته رهاکند و بخوبی میداند که جسم او چندصباحی بیش اورا یاری نخواهدکرد. تن فروشان تنها کسانی هستندکه واقعیت جامعه را خوب دریافته اند و بخوبی میدانند که چیزی بنام عشق وجودندارد وهمه آن دروغی بیش نیست اما نوع دیگر تن فروشان کسانی هستند که با عقد قراردادطولانی مدت خودرا دراختیار کارفرما خود که بعضا برای فرار از قبح و سرزنش جامعه به آن همسر اطلاق میشود قرار میدهند و صرفا منافع اقتصادی و پایگاه اجتماعی همسرباعث عقدچنین قراردادی شده است اینان با قراردادن خود در اختیار کسی که منافع بیشتری ازهرلحاظ عایدآنان میکنند دقیقا همان کار فواحش را انجام میدهند که البته فروختن تن در این نوع قرارداد کفایت نمیکند و لازمه آن فروختن مقداری از روح خود نیز میباشد تا هدف پلید خودرا در لفافه باعنوان دهان پرکنی چون عشق دنبال کنند آنان خودرا بصورت کنترات به طرف خود واگذارکرده اند که حاصل آن میشود فرزندانی که بدون عشق زاده میشوند فرزندانی که حاصل هوا و هوس هستند مهمانهای ناخوانده و معصومی که حاصل این قرارداد تن فروشی هستند و در چنین محیطی این فرزندان رشد میابند فضایی غیرصمیمی و تنش آلود در جایی که عشق معنایی مضحک و مسخره دارد فرزندانی که نتیجه دو سوداگر هستند که بازار آنان را گرمتر نگه دارند اینان هم نیز چون تولیدکنندگان خود یاد میگیرند که اینگونه باید زندگی کرد و نسلی پس از نسلی این بازی را ادامه میدهند.

 حال میرسیم به انگلهای جامعه یعنی فواحش روحی. همانطور که در نوشته قبلی اشاره کردم عده ای که مدعی عشق هستند بازارگرمی برای خود دست و پا کرده اند و با جمع آوری عشاق بسیار پروژه های خود را یک به یک پیش میبرند اینان از لحاظ هوشی بسیار هوشمند هستند اما از نظر روانی بسیار مریض و حقیر. کسانی هستند که در خود عزت نفسی ندارند و در خود احساس کرامت نمیکنند و بقولی کمبود شخصیت آنان را به این راه کشانیده است اما این کمبود شخصیت ازکجا ناشی میشود این خود یک بحث طولانی جامعه شناسی و روانشناسی دارد اما به اختصار گفته میشود کسانی هستند که از طبقه و پایگاه اجتماعی خود ناراضی هستند و حال موقعیتی برای آنان بوجود میاید که فرصت مناسبی است تا پایگاه خودرا تغییر دهند این موقعیت هرچیزی میتواند باشد که اصولا ظاهری و پوشالی است مثل خریدن قسطی یک ماشین گرانقیمت یا نایل شدن به پست و مقامی که به هیچ عنوان شایستگی آنرا نداشته یا ساکن شدن موقتی در مناطق اعیان نشین شهر و یا حتی زیباکردن خود بوسیله انواع آرایشها و پیرایشها و عملهای جراحی زیبایی... که توام شدن موارد مذکور بایکدیگرآتش بیشتری برتنور داغ این بازار میفزاید اینان که همیشه در جامعه دچار خودکم بینی بوده اند حال به ابزاری برای تبدیل شدن به شماره یک دست یافته اند و تا فرصت است باید استفاده نمود چون بخوبی میدانند که خواستنی شده اند و این را هم جامعه بی صداقت به آنها بیشتر القا میکند زیرا هر روز پیشنهادهای فراوانی را دریافت میکنند که غرور کاذب آنها را چندین برابر میکند این امر معمولا از اطرافیان هم طبقه شروع میشود اما دیگر این شخص طبقه خود را قبول ندارد و حس میکند به طبقه فرادست تعلق دارد اما سرگرمی خوبی ست که آنها راه هم برای روز مبادا از دست ندهند برای همین با رفتار کجدار و مریز سعی میکند شخص را امیدوار نگه دارد و در عین حال هیچگونه تضمینی راهم نمیدهد و چه بسیار عالی که این شخص ساده و عاشق پیشه هم نیز باشد که از هیچ نوع خدماتی به امید آنکه مقبول افتد مضایقه ننماید بقول اریک فروم این نوعی سادیسم است که با شخص ویرانگر این تفاوت را دارد که شخص ویرانگر خواهان نابودی کردن است اما شخص سادیسمی خواهان حفظ بقا در قربانی ضعیف شده خوداست تا بتواند عقده های حقارت خودرا تسکین دهد و از این طریق بخود القا کند که قدرت این را دارد که سرنوشت اشخاص را تعیین کند.

برای روشنتر شدن موضوع مثالی میزنیم شخصی را درنظر بگیرید که از طبقه اجتماعی بوده که حالا با بدست آوردن شغلی یا زیبایی مصنوعی خواستنی تر از گذشته شده و در جامعه ای هم زندگی میکند که این مسایل بسیار خواستنی و پرمشتری است این شخص که دارای هوش و ذکاوت هم هست از این فرصت بدست آمده کمال استفاده را میکند همه را از استاد، رئیس، مرئوس، شاگرد، همکلاسی، اقوام، و اشخاص دیگر که برحسب تصادف سرو کارشان با ایشان است با جذابیتهای دروغین خود و تملق اطرافیان که آن کششهای ساختگی و موقتی را چندبرابر جلوه میدهند فریفته میکند و حالا این شخص که در خود احساس حقارت و خودکم بینی میکرده به مراد خود نزدیک شده با اشارت ابرویی جنگ براه میاندازد با قطره اشکی جانهایی را فدا میکند و با لبخندی دلهایی را میبرد و حال چه خوب است که نجابت راهم چاشنیش کند تااز سرزنش جامعه هم مصون بماند همانند علف هرزی که زود رشد میکند ولی ریشه ای ندارد پله های ترقی را یکی پس از دیگری بااین روش پلید ادامه میدهد و از اینکه میبیند اینگونه خواستنی است و همه کارهای بی ارزش او ولو غلط و مشمئزکننده چگونه مورد ستایش و تملق عشاق قرار میگیرد احساس بزرگی و توانایی پوشالی در خود میکند و احیانا اگر کسی به انتقاد بلند شود آن را تاب نمیآورد و اینجاست که خصلت سادیسمی او تبدیل به ویرانگری میشود اینجا دیگر کسی که تسلیم نیست باید ویران شود و برای اینکه از نظر وجدانی به اقناع برسد در فرصتی مناسب با بزرگ جلوه دادن اختلاف نظری و یا اشتباهی پیش پا افتاده عملیات ویرانسازی را اجرا میکند البته این کار را با نهایت ظرافت انجام میدهد بطوری که نفرت طرف مقابل را هم بوجود نیاورد و بگونه ای که حتی شخص خودرا سرزنش کند و التماس کنان به دنبال معشوق بدود تا هرچه بیشتر معشوق سادیسمی از اینکار لذت ببرد تمامی زحمت کشید عاشق یه شبه به فنا خواهد رفت حال تصور بفرمایید حالت عاشق زار شده مارا در این مثال که چگونه باید با این مساله کنار بیاد اما معشوق هوشمند ما در این مثال کسان دیگر را در آستین دارد تا خلع و نبود این عاشق را حس نکند و قبلا هم به اقناع وجدانی هم رسیده البته اگر وجدانی باقی مانده باشد حال قضاوت با شما که فواحش جسمی شریفترند یا فواحش روحی؟ فواحش جسمی کارخودرا انجام میدهند و میروند زندگی کسی را به بازی نمی گیرند در کار خود صداقت دارند و مواضع آنان کاملا روشن است اما فواحش روحی درست است که تن فروشی نمیکنند اما....

دیگر نمیگویم خود قضاوت کنید           

     بهادر شبگرد


em
سه شنبه 1 مرداد 1392 05:14 ب.ظ
vaghean eshgh vojod nadare.hame faghd be esme eshgho dost dashtan fagahad mikhan az adam soe estefade konan
اسد
شنبه 2 اردیبهشت 1391 05:02 ق.ظ
آفرین. خیلی زیبا بیان کردی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها