تبلیغات
بهادر شبگرد - افسانه آفرینش زن
بهادر شبگرد

درد دلهای شبانه

افسانه آفرینش زن

پنجشنبه 3 شهریور 1390

بنابر یک افسانه هندو درآغاز که توشتری صنعتگرآسمانی خواست به آفرینش زن بپردازد دریافت که هرچه مصالح داشته درساختن مرد بکار برده و از عناصر جامد چیزی برایش نمانده است. برای حل این دشواری زن را با آمیزه ای ازخرده ریزه ها و مانده های آفرینش شکل بخشید. بدین گونه:

گردی ماه و پیچ و خم های گیاهان رونده، چسبندگی پیچکها، لرزش علف، باریکی نی، شکوفه گلها، انعطاف خرطوم فیل، نگاههای آهو، گردآمدن دسته های زنبور، شادی پرنشاط فروغ آفتاب، گریستن ابرها، بی آرامی بادها، هراسانی خرگوش، رعونت طاووس، نرمی سینه طوطی، سختی خارا، حلاوت عسل، درنده خویی ببر، شعله گرم آتش، سرمای برف، چه چه کوتاه زاغ، نغمه کوکوی هندی، دورنگی درنا و وفاداری غازسرخ راگرفت و همه را بهم آمیخت و زن را ساخت و او را به مرد داد.


ناشناس
دوشنبه 7 شهریور 1390 02:19 ق.ظ
این زن عجب موجود ظریف ، لطف و دوستداشتنی ی ی ی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها